اس ام اس

مدیر وبلاگ : آرمان

خلاصه قسمت نهم سریال افسانه جومونگ

پنجشنبه 14 آذر 1387  ساعت: 12:39 ب.ظ

نوع مطلب :خلاصه قسمت های سریال جومونگ ،

خلاصه قسمت نهم سریال افسانه جومونگ

 

 

هه مو سو اول كار یه كم به قول ماها كلاس كار را نشون جومانگ می ده و شروع می كنه به اجرای حركات رزمی با شمشیر كه جومانگ زره اش می ره كه یه ادم كور این همه با شمشیر كار می كنه

بعد كه كلاس اولیه كار را پیاده می كنه به جومانگ می گه بیا بشین روبروی من ببینم پسر جون...و بعد یه دستی به سر و گوشش می كشه و می گه تو خیلی سوسولی بچه جون و دستات مثل دخترا می مونه باید یه كم خودتو قوی كنی و خلاصه كلی تیكه بهش می ندازه


بعد به جومانگ می گه پشتت را بكن به من و با دستاش یه انرژیی به جومانگ منتقل می كنه و یه دفعه جومانگ بیهوش می شه


زندانبان كه می یاد می بینه چومانگ بیهوش افتاده رو زمین خیلی هول می كنه و هی می گه چی كارش كردی بچه مردم را

اون ور ماجرا توی قصر این نوكر داسو براش خبر می یاره كه جومانگ در زندان قصر مخفی شده و لونجا چند تا سرباز بیشتر نداره و می تونیم بكشیمش و خلاصه برنامه یه حمله به سوی زندان غار و كشتن جومانگ را می ریزن

یو می یول هم به نخست وزیر می گه من طی مكاشفاتی كه با خدایان كردم بهم گفتن كه باید اجازه بدیم شاه و هه مو سو همدیگر را ببینن !!!!!!!!!!!!!!!! كه وزیر عصبی می شه و هی شروع می كنه به چرت و پرت گفتن كه یو می یول می گه این خواست خدایانه و ما نمی تونیم كاری كنیم.

جومانگ كه برای هواخوری به بیرون زندان اومده با اون 3 تا دزد كه حالا دیگه برادر صداش می كنن حال و احوال می كنه و با اون یه دنده هه یه دعوای درست و حسابی هم می كنه در واقع یه مبارزه

وقتی با زندانبان به سلول بر می گرده می گه نمی دونم چی شده كه احساس می كنم یه زور اضافی تو بازوهام دارم و هی مشتش را گره می كنه و به در و دیوار می زنه

یوهوا كه شبهنگام در قصر به یاد جومانگ با خودش خلوت كرده نظر شاه كه داره از اون دور و ور رد می شه را جلب می كنه و شاه به این بهونه هم كه شده برای اولین بار بعد از اخراج جومانگ از قصر به اتاق یوهوا می ره

خبر گزاری ها خبر می یارن كه شاه به اتاق یوهوا رفته كه خون ملكه به جوش می یاد

دو شاهزاده هم با كلی سرباز به محل زندان غار رسیدن و دارن اماده حمله به جومانگ می شن

شاه كه قرار بود به زندان غار بره اماده حركت می شه كه یو می یول می گه منم می یام كه شاه بهش می گه چطور ممكنه كاهن بزرگ بویو ندونه جایی در بو یو بوده منظورش زندان غاره

این دو تا هم غافل از همه جا مشغول تمرین خودشون هستن كه یك دفعه هه مو سو می گه جومانگ 15 نفردارن به اینجا می یان (نابینا به این باحالی دیده بودین دقیقا عدد را می گه)

و مهاجمین برای حمله به غار رسیدن و می خوان جومانگ را بكشن كه جومانگ و استادش رزم نمایانی می كنن و موفق به فرار می شن


ولی اون نانجیب ها دنبالشون می كنن و داسو هه مو سو را بد رقم زخمی می كنه ولی دمش گرم هه مو سو هم یه زخم كاری به اون می زنه و فرار می كنه

جومانگ زیر بقل های هه مو سو را می گیره و یه جایی قایم می شن تا اونا برن و خوشبختانه اونا می رن و جومانگ هم استاد را بر می داره تا ببره یه جایی و درمونش كنه.
هه مو سو هم هی بهش می گه تو برو منو رها كن و الا خودت هم گیر می افتی كه جومانگ خیلی عصبی می شه و می گه اگه بمیرم هم تو را با خودم می برم

این تنه لش هم داره از درد به خودش می پیچه ولی دستور می ده كه محوطه زندان را مرتب كنن و هیچ اثری از كارشون به جا نزارن

شاه كه حالا دیگه بعد از كلی كالسكه سواری به محوطه زندان غار رسیده می گم می خام داخل را ببینم كه فرمانده ارتش می گه اینجا یه اتفاقی افتاده و خیلی نا امنه ولی شاه داد می زنه و می گه من باید داخل را ببینم

بعععععععععععله می یاد می بینه همه را كشتن و خورد كردن و رفتن انگاری خدایان هوای یو می یول را داشتن و الا الان كارش تموم بود.

ملكه تا می فهمه اونا نتونستن جومانگ را بكشن و به جاش پسر خودش زخم كاری خورده خونش جوش می یاد و جیغ و داد كنان به اتاق داسو می یاد.

رییس ارتش یه شاه خبر می ده كه اونا هیچ اثری از خودشون به جا نزاشتن كه ما بفهمیم اونا كی هستن و چه قصدی داشتن؟؟ كه شاه می گه اگه نفهمی اونا كین می كشمت

اینا هم از خطری كه از بیخ گوششون گذشته حرف می زنن و هر دو هم فك می كنن كه كشتار كار اون یكی بوده كه تا می فهمن كار اونا نیس می گن یعنی كی می تونسته این كار را بكنه

دو چی هم كه هوس یه عشق و حال اساسی زده به سرش اون دوس دختر جومانگ كه براش كار می كنه را می یاره و می گه تو واقعا پزشكی بلتی؟؟؟ من نمی دونستم و الا تا حالا خیلی ازت استفاده می كردم و خلاصه به بهانه كمر درد اونو می كشه تو بغل خودش و......



دختره از اتاق میی یاد بیرون كه یكی جلوی دهنش را می گیره می یاد جیغ بزنه كه می بینه جومانگه.
جومانگ بهش می گه من به كمكت احتیاج دارم باید بیای كسی را درمان كنی و.....

و اونو به كلبه ای در یك كوهستان كه هه مو سو را اونجا مخفی كرده می بره و لون هم شروع به كار می كنه تا اونو درمون كنه

اول كه ملكه و اینا نمی زارن شاه بفهمه و گند كار در بیاد ولی بلاخره شاه می فهمه و به اتق داسو می یاد و می گه چه خبره چی شده چرا به من نگفتین كه اونا هم می گن تو شكار اینطوری شده و فك نمی كردن كه اینقدر ها حاد باشه شاه هم می گه سریع یو می یول را خبر كنن

از اون طرف اون دختره چن جلسه می یاد و زخم هه مو سو را كمی بهتر می كنه

یو می یول می یاد و با خدایان ارتباط برقرار می كنه و خلاصه زخم را خوب می كنه (خیلی عجیبه ها یه كاهن می تونه این همه كار بكنه كاش ما هم تو ایران از اینا داشتیم)

یو می یول به شاه می گه اون الان هوش می یاد می تونین برین پیشش!!!!!!!!!!

و به وزیر می گه اون زخم مال شكار نیس اون زخم مال شمشیره

اون دو هم شازده كوچیكه را صدا می كنن و می گن جریان را بگو و الا به شاه می گیم و اله می كنیم و بله می كنیم كه اونم دست را تو می ره و جریان را كامل می گه

مامور بانو سوسونو هم خبر می یاره كه جای جومانگ را پیدا كرده

اینا هم مشغول درست كردن دارو برای هه مو سو هستن و كماكان بین خودشون جنگ و درگیری دارن كه با جومانگ بمون براشون سود داره یا برن

سو سو نو به دیدن جومانگ می یاد كه اول جومانگ می ترسه ولی اون می گه نترس من فقط اومدم ازت تشكر كنم و اگه بخای به گروه تجاریمون ببرمت كه جومانگ كلی كلاس می زاره و درخواستش را رد می كنه

این بار دیگه سوسونو تو دام عشق و عاشقی می افته و دلش می خاد كه جومانگ باهاش بیاد ولی می گن گهی پشت به زینو گهی زین به پشت

جومانگ با خودش خلوت كرده و به ماجراهای پیش اومده فك می كنه

كه می بینه هه مو سو هوش اومده و می یاد پیش اون و می شینن كلی با هم درد دل می كنن.
جومانگ از نابرادریهاش و دشمنی اونا می گه و اینكه پرنش بویو هست و شاه گیو وا هست و.....
هه مو سو هم از زنی كه دوستش داشته می گه و اینكه نتونسته ازش نگهداری كنه و الان عذاب می كشه و.....

و روی این موضوع كه آیا هه مو سو می فهمه جومانگ پسرش هست یا نه سریال تموم می شه و باید منتظر بمونیم ببینیم ایا می فهمن كه پدر و پسر هستن یا نه!!!!!!!



نوشته شده توسط:آرمان

ویرایش:--

اس ام اس های خوشگل سر کاری

جمعه 8 آذر 1387  ساعت: 07:53 ق.ظ

نوع مطلب :اس ام اس های سرکاری ،

SMS های مخصوص نیمه شب

- یه سوال برام پیش اومده، شبا كه میگن: "بگیر بخواب" چی رو باید بگیریم؟؟؟ بیخیال حالا، بگیر بخواب!!

**************************************

2-این اس ام اس فقط برای دویدن شما به سوی موبایل بوده و هیچ خاصیت دیگه نداره .

**************************************

3-سلام این اس ام اس صرفآ جهت یادآوری به شما برای مسواک زدن است و ارزش قانونی دیگه ای ندارد . شب بخیر .

**************************************

4-همه جا امن و امانه! تو راحت بگیر بخواب!

**************************************

5-پا شو سرت از رو متکا افتاده پایین!

**************************************

6-مشترك گرامی این اس ام اس به منظور بیدار كردن شما می باشد لطفا لبخند بزنید!

**************************************

7-الله اكبر

. الله اكبر

.

.

.

بیدار شو وقت نمازه

**************************************

8-میگم پاشو یه چند تا اس ام اس بفرستیم اینور اونور مردمو بیدار كنیم . خیلی حال میده.

**************************************

9-هر وقت به هوش اومدی به من زنگ بزن!

**************************************

10-چند تا اس ام اس جدید اومده زنگ بزن برات بخونم ، هزینه ام زیاد نشه

**************************************

11-ببین عزیز دلم پاشو............ ..اگه پا نشی قهر میکنما............ .....خب دلم برات تنگ شده.........جون من پاشو............ .پاشدی............ ..افرین عزیزم............ ...حالا که پاشدی ماچم کن بگیر بکپ

**************************************

12-سلام. ببخشید بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهید یه سوالی داشتم خیلی وقت بود ذهنم را مشغول كرده بود، می خواستم بپرسم... می خواستم... اصلا ولش كن. بزار برای بعد، خب؟

**************************************

13-سلام .... تو رو خدا ببخش .... نمی‌خواستم این موقع شب بیدارت كنم ..... واقعاً ببخش.... سعی كن دركم كنی .... من موبایلم گم شده زنگ بزن به گوشیم تا ببینم كجاست .شرمنده!!!

**************************************

14-خیلی ببخشید..مثل اینکه موقع بدی مزاحم شدم..خواستم بپرسم آب خوردی آفتابه رو کجا گذاشتی

**************************************

15-سلام.اصلا نمی خواستم بیدارت کنم ولی مجبورم.من میخوام برم دستشویی ولی تاریکه می ترسم تو رو خدا تو هم بیا

**************************************

16- می خواستم ببینم شبا که می خوای بخوابی گوشیتو خاموش می کنی که سره کارت نزارن...

**************************************

17-خوش حالم که خوابی عزیزم ،

چون اگه بیدار بودی و می دونستی از دلتنگی تو خوابم نمی بره حتما خوابت نمی برد

**************************************

18- به اشتیاق اولین دانه برف، به تحمل آخرین برگ پاییز، به گرمای تن خورشید و به زیبایی آسمان شب قسم می خورم كه سر كاری

**************************************

19- ببین الان ساعت 12شبه. 1 ساعته دیگه قراره که منگولا برن پیش خدا و شفا بگیرن .حواست باشه یادت نره ها ، خواب نمونی یه وقت!!!

**************************************

20-هه هه هه گول خوردی من اس ام اس نبیدم وجدان مبایلت بیدم فقط وخاستم منو از جیبت در ویاری تا كمی هوا وخورم جیگر.

**************************************

21- این اس ام اس رو فرستادم فقط برای اینکه مشغول باشی و دست تو دماغت نکنی !!!

آسمان را می نگرم تو را میبینم خورشید را می نگرم تو را میبینم ماه را می نگرم تو را میبینم خوب مسخره از جلوم برو كنار دیگه !

....................................................

خیلی بی معرفتی ! خیلی بد جنسی ! خیلی نامردی ! خیلی بی مرامی ! آخه نا لوطی ! من از روی چی توز باید بفهمم موتور خریدی؟

....................................................

تو مثل خورشید هستی . می دونی چرا؟

چون با همون نگاه اولت می شد فهمید كه از پشت كوه اومدی

....................................................

هر گاه به چهره تو نگاه میکنم

به شوخ طبعی خدا پی می برم

......................................................

اگر فكر می كنی كسی دوستت نداره ....

.اگه فكر می كنی زشت هستی ....

.اگه فكر می كنی همه از تو متنفرن ....

.خوب حق داری

.......................................................

به اندازه موهای سرم دوستت دارم، به اندازه موهای ریخته شده ام عاشقتم، به مقدار دفعه هایی كه شونه كردم بهت وفادارم شناختی؟

منم منم حسن كچل

...........................................................

از این به بعد از خونه بیرون نرو، چون خیلی دوست دارم، نمی خوام از دستت بدم،هرجا هستی تورو خدا از ساعت 9 دیرتر نیا

آخه الان وقت جمع آوری زباله هست

...........................................................

یكی دلش واسه ماهی میسوزه ....

یكی دلش واسه ماهی گیر .....

ولی هیچكی دلش واسه تو نمیسوزه كه سر قلابی

اس ام اس های سرکاری (سری اول)

دسته : اس ام اس های ضدحال و سرکاری

یه ضرب المثل نمیدونم كجایی میگه كه به هیچ كس به جز خودت و خرت اعتماد نكن منم به جز خودم و خودت به هیچ كس اعتماد نمیكنم

.................................................................................

تو درختی هستی پر از احساس و محبت و سایه اش از عشق كه من الاغم را به ان میبند

.................................................................................

زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه... دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکنی قشنگ نمیشی پس بیخود زور نزن

.................................................................................

سوال روان شناسی: با جواب دادن به این سوال میتوانید بفهمید افسرده هستید یا نه! سوال:افسرده هستید یا نه؟

.................................................................................

تو بهترین، زیباترین، مهربون ترین، خوش تیپ ترین، دوست داشتنی ترین، با شخصیت ترین دوستی که داری: منم

.................................................................................

به اشتیاق اولین دانه برف، به تحمل آخرین برگ پاییز، به گرمای تن خورشید و به زیبایی آسمان شب قسم می خورم كه سر كاری

.................................................................................

قیمت میوه در میادین تره بار به شدت افزایش یافت. قدر خودتو بدون گلاب

هیس،آروم برو پایین

.

.

نترسی!!

..

مواظب باش!

..

/O\

| پـــــخ!!!!

\/

-------------

اگر ازمن بپرسند بهترین، زیباترین، شجاع ترین، محبوب ترین و عاقل ترین آدم کیه؟ انگشتمو به طرف تو دراز می کنم و می گم: این نمی تونه باشه!

-------------

اگه می دونستی دستای سرد من چقدر به گرمی دستات نیازمنده... اینقدر دست تو دماغت نمی کردی!

------------

زندگی چیست؟ اگر خنده است چرا گریه می کنیم؟ اگر گریه است چرا خنده می کنیم؟ اگر مرگ است چرا زندگی می کنیم؟ اگر زندگی است چرا می میریم؟ اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم؟ اگر عشق نیست چرا عاشقیم؟

------------

ای كه از درد دلم با خبری / قرص دل درد مرا كی می خری؟

------------

دیروز روز جهانی آوارگان بود, توقع داشتم یه تبریک خشک و خالی به ما میگفتی که یه عمریه آوارتیم

------------

نداری,

متاسفانه نداری,

البته تقصیر هم نداری,

نداری دیگه من چیکار کنم؟

دست خودتم نیست که نداری,

خب نداری دیگه

.

.

جیگر حرف نداری

------------

یه مرد احمق به یه زن میگه ساکت باش اما یک مرد دانا به یه زن میگه نمی دونی وقتی لبهات بسته اند چقدر خوشکل میشی

------------

لطفا این اس ام اس را تا فردا صبح نخون

..

نرو پایین

..

.

نخون

..

صبحت بخیر عزیزم

-----------

اوا دنبالم نیا, من نامزد دارم!

------------

2 بار بـگوزم

.بی تربیت نشدم، میگم 2 بار بگـوزم

.

.اه چرا نمیگی؟؟ 2 بار بگو زم میشه: زم زم!!

تبلیغ نوشابه ایرانی!



نوشته شده توسط:آرمان

ویرایش:--

خلاصه قسمت هشتم (8) سریال افسانه جومونگ

سه شنبه 5 آذر 1387  ساعت: 10:16 ب.ظ

نوع مطلب :خلاصه قسمت های سریال جومونگ ،

خلاصه قسمت هشتم سریال جومانگ 
كارگزار یون تابال خبر می یاره كه طی مذاكراتی كه با دوچی داشتم اون گفته خود یون تابال باید بیاد و به دست و پای من بیفته و كارهایی كه می گم انجام بده و الا دخترش را می كشم.


جومانگ هم همچنان داره التماس سوسونو می كنه تا فرار كنه ولی این دختر اینقدر مغروره كه حتی حاضر نیست جون خودش را نجات بده.


سركارگر دوچی می یاد می بینه نگهبانا سنگر را رها كردن و دارن مثل گام می خورن می یاد یه ابروریزی راه می ندازه كه نگو و نپرس و خلاصه مجبورشون می كنه برگردن سر پستشون كه نگهبانی از سوسونو باشه

جومانگ بلاخره اونو راضی می كنه كه فرار كنه در اصل بهش می گه دختر تو چرا اینقدر لجبازی حالا كه وقت این حرفا نیست اگه نری اون تو را می كشه.یه چیز جالب هم بهش می گه می گه كه برای دوچی كشتن ادم ها مثل كشتن گاو و خوك می مونه (بیچاره سوسو نو) كی می خاد نجاتش بده

و كمكش می كنه كه از رو پشت بوم فرار كنه و در واقع براش قلاب می گیره


اون دزدها كه می یان می بینن دختره داره فرار می كنه می گیرن جومانگ را تا حد مرگ كتك می زنن انصافا دل من كه تو این صحنه خیلی براش سوخت


وقتی هانگ می بینه كه دارن جومانگ را می زنن چاره ای نداره جز این كه بگه اون پرنس بویو هستش تا جونش را نجات بده

اونا هم تا می فهمن اون یه پرنسه می افتن به دست و پاش تا اونا را ببخشه و می برنش ....

یون تابال كه غافل از همه جاست می یاد تا با دوچی معامله كنه تا دخترش را آزاد كنه دوچی می گه دو برابر اون نمك های قاچاقی كه باعث شدی از دس بدم باید بهم بدی و بعدش هم به دست و پام بیفتی تا آزادش كنم. یون تابال هم كه چاره ای نداره قبول می كنه ولی می گه اول باید ببینم دخترم سالمه دوچی هم دستور می ده دخترش را براش بیارن تا ببینه

سركارگر دوچی وقتی می ره می بینه اونا فرار كردن می یاد و به دوچی می گه بیا بیرون كارت دارم و تا می ره بیرون بهش می گه اونا رفتن كه دوچی هم میزنه تو سرش و می گه نزار یون تابال بفهمه

دوچی می یاد و به یون تابال می گه اگه دخترت را می خای باید همه زندگیت را بدی كه یون هم شك می كنه و احساس می كنه كه اتفاقی افتاده بنا براین پا می شه كه بره و نقشه دو چی نقش بر آب می شه

تو حول و نگرانی دختره هستن كه تا درب خونه را باز می كنن می گه:
آپوچی (بلا برده خوب بلده دل بابایی را كباب كنه ها)

سوسونو می یاد و جریان اینكه جومانگ آزادش كرده را تعریف می كنه و همه كه دیدن تو سفر اون خیلی چورمنگ بود بهت زده می شن ولی یون تابال می گه اگه بیاد اینجا بهش پاداش می دم

اون 3 تا دزد هم جومانگ را می یارن تا در زندان غار كه در اداره برادرشونه (همون استاد رزمی كار جومانگ) مخفی كنن و هی به اون می گن ارباب ..سرورم و..... كه جومانگ می گه به من بگین برادر من دیگه شازده نیستم و از این حرفا

استاده تا جومانگ را می بینه تعجب می كنه و به اون 3 تا می گه چرا اینا اوردین اینجا و خلاصه با یه كم پول و معامله و اینا قبول می كنه كه اون اینجا مخفی بشه


و می یاد تو زندان هه مو سو و بهش می گه یكی را برات می یارم تا باهاش هم صحبت بشی

اینا هم هنوز دنبال جومانگ هستن كه خبر می رسه پادشاه ازتون خواسته به آهنگری برین

شاه هم اومده تا شمشیر جدید موپال مو را امتحان كنه و ببینه كه آخرش این مو پال مو تونست شمشیر فولادی بسازه
ولی تا به شمشیر نیگا می كنه می گه لازم به امتحان نیست از ریختش معلومه كه به درد نمی خوره و به شازده ها می گه كه در ساخت شمشیر پولادی به مو پال مو كمك كنین



از طرفی اون 2 تا تحفه را فرا می خونه و 2 تا پست نون و آبدار حسابی از امور كشوری بهشون می ده كه رو سر همه كه هیچی رو سر خودشون هم 2 تا شاخ گنده در می یاد

این ایل بد جنس هم به مباركی این پست های نون و اب دار جشن می گیرن

جومانگ در زندان غار روزها با استادش تمرین شمشیر زنیی می كنه و می تونه اونو مغلوب كنه

خوشحال از برد استادش به سلول می یاد كه هه مو سو بهش می گه داری تمرین شمشیر زنی می كنی و....
و سر حرف را باهاش باز می كنه و از ارتش دامول و... می گه


در نامه ها و اخباری كه از قبایل به یون تابال رسیده یكیش اینه:
در ایالت گودا زنی كه تا بحال 12 شكم زاییده بود در حین زاییدن سیزدهمین بچه از دنیا رفت كه شاه گودا برایی او بسیار گریست.
سوسونو داره به این خبر می خنده كه باباش دعواش می كنه و می گه می دونی معنیش چیه؟؟؟؟
یعنی شاه گودا می خاد لشكری قوی درست كنه و.....
كه سوسونو خیلی خجالت می كشه و قول می ده دیگه به اخبار رسیده خوب دقت كنه

در همین حین خبر می یاد كه شاهزاده ی بویو به دیدن سوسونو اومده(غلت كرده پسره ی بی ریخت و بد قواره ی نكره كه عاشق سوسونوی ما شده)

سوسونو می خاد اونو دست بندازه كه همون خبری كه براتون گفتم را بهش می گه و می گه نظرتون چیه؟؟؟؟

كه شاهزاده متاسفانه جواب دندان شكنی می ده و سوسونو خیتی به بار می یاره

وقتی اون می ره باباش می گه دیدی چطوری بهت نیگا می كرد؟؟؟؟؟ اون عاشقت شده من كه خیلی خوشحالم و سوسونو می گه من كه اصلا خوشحال نیستم اگه می خای اون انتر دامادت بشه یه دختر دیگه پیدا كن


سوسونو این نگهبانش را فرستاده تا همه جا دنبال جومانگ بگرده و پیداش كنه كه اونم می گه نیروهای دوچی همه دنبالشن و به زودی اونو پیدا می كنن

اون 3 تا دزد كه حالا خاطر خاه جومانگ شدن براش شراب و غذا می یارن تو زندان

اوونم می شینه با هه مو سو بخوره كه اون می گه من گوشت نمی خام اگه می شه بهم شراب بده

و خاطرات گذشته اش و اینكه چطوری اسیر شد و كور شد و زنش را گم كرو .... را می گه

نگهبان غار برای خواهرش كه خدمه بانو یوهوا هستش خبر می یاره كه جومانگ در زندان غار پیش منه

یوهوا تا خبر را می فهمه سریع لملده می شه تا پیش جومانگ بره و اونو ببینه


شبانه و مخفیانه به زندان غار می یاد كه متاسفانه مامور شاهزاده داسو اونا را تعقیب می كنه

جومانگ هم داره لوح شمشیر زنی كه استادش بهش داده را تمرین می كنه

كه هه موسو می گه می خای در ازای اینكه با من همدم شدی من بهت آموزش بدم؟؟؟؟ كه اون می گه اخه تو كوری اونم می گه درسته من نمی بینم ولی دلم در همه این سالها زنده بوده و با دلم می بینم

خبر می دن بیا كه مامانی اومده ببینتت ماچ نمی كنن چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینا چه مادر و فرزندیی هستن؟؟؟ فقط مامانی می یاد كه ببینه اون سالمه و بره

كه هه مو سو صدای بانو راا حس می كنه ولی نمی تونه كه ببینه
این صحنه زیباترین سكانس این قسمته كه با یك اهنگ ملایم و غم ناك خیلی به ادم فاز می ده

به ملكه خبر می دن كه جومانگ در زندان غار مخفی شده كه اون می گه مگه همچین جایی تو بویو داریم و اونا می گن داریم

پیش شاه می یاد و اول یه كم چاپلوسی می كنه كه ممنون كه پسرام را سر كارهای مهم گذاشتی و....
و بعد می گه شما می دونی كه ما در بویو یه زندان مخفی داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شاه هم عصبانی می یاد پیش وزیرر و گلایه می كنه كه چرا تا حالا به اون این مطلب را نگفته و می گه من باید به دیدن اون زندان برم!!!!!!!!!!

وزیر پیش یو می یول می یاد و می گه شاه موضوع را فهمیده و اگه اون بره به زندان و هه مو سو را ببینه هممون را سرویس می كنه


از طرفی هه مو سو داره به جومانگ اموزش می ده


نوشته شده توسط:آرمان

ویرایش:--

نی نی

سه شنبه 5 آذر 1387  ساعت: 03:02 ب.ظ

نوع مطلب :عکس های عاشقانه ،



نوشته شده توسط:آرمان

ویرایش:--

افشین امپراطور

سه شنبه 5 آذر 1387  ساعت: 01:39 ق.ظ

نوع مطلب :افشین امپراطور ،



نوشته شده توسط:آرمان

ویرایش:--

جوک و SMS ها امروز

دوشنبه 4 آذر 1387  ساعت: 05:17 ب.ظ

نوع مطلب :اس ام اس های باحال ،جک های بامزه ،

 امروز برآن شدم تا تعداد كثیری از انواع اس ام اس و جوكهای جدید را در اختیار شما دوستان عزیز و گلم قرار دهم، بدین جهت به ادامه مطلب رفته و در آنجا تمامی اس ام اس‌ها و جوكهای روز را مطالعه بفرمایید و اگر هم آنها مورد پسند شما واقع شد برای ما نظر بگذارید تا از نظرات سازنده‌ی شما برای بهبود كیفیت آنها نهایت استفاده‌ را برده باشیم.

بیا من بشم یوسف تو هم زلیخا ٬ فقط جون مادرت این دفعه یه كم تندتر بدو نذار فرار كنم !!!drooling

 

 

پیره زنه از مكه میاد توی ساكش مشروب بوده!! میگن: این چیه؟!!! میگه: ننه من كه پا نداشتم دور كعبه بچرخم!! یه پیك میزدم: كعبه دور سرم می چرخید!!!

 

 

قابل توجه آقایان: با توجه به در نظر گرفتن قیمت جدید سكه دیه از مهریه ارزانتر است.. حالا تصمیم با شماستtongue

 

 

خشكه مقدس می ره مسابقه قرآن ، نوبت اون كه می شه براش سوره بنی اسرائیل می افته اونم از مسابقه انصراف می ده!!!oh go on

 

 

از یه دختر می‌پرسن: چرا شما به پسرا میگین BF؟ میگه: آخه مخفف كلمات: بدبخت فلك زده است!whistling

 

 

روش دفع انگل: 3 روز فقط چایی و بیسكویت میخوری،‌ روز 4 فقط چایی میخوری در این موقع كرم میاد بیرون و میپرسه پس بیسكویت كو؟ میگیریشfeeling beat up

 

 

به ببم جان میگن: با «لوبیا» جمله بساز، میگه: كوچولوبیاday dreaming

 

 

به یكی میگن وقتی زنت خونه نیست چی كار میكنی؟استراحت.میگن :وقتی هست چی ؟ میگه استقامت hypnotized

 

 

شعار این هفته نماز جمعه: زلیخا حیا كن یوزارسیف و رها كن silly

 

 

یه روز روباه بعد از تغییرات قضایی داشت فرار می‏كرد و به سرعت می‏دوید. شغال اونو دید و گفت: كجا داری به این سرعت فرار می‏كنی؟
گفت: تو هم فرار كن، دارن هر حیوونی رو كه سه تا تخم داره می‏گیرن و تخماشو می‏كشن.
شغال گفت: مگه تو سه تا تخم داری؟
گفت: نه، ولی اونا اول تخما رو می‏كشن، بعداً می‏شمرن.
sick

 

 

یه خانم به راننده تاكسی می گه:
آقا، ببخشید! كریمخان میرید.
راننده تاكسی جواب می ده:
اه، خوب معلومه ، اگه نمیرید كه میتركید!!!
waitingbig grin

 

 

طرف میره پمپ بنزین باكشو پر می كنه.
میگه: آاقا چقدر شد.
مامورجایگاه میگه: 450 تومان!
طرف میگه آقا ببخشید شاه اومده!
یارو میگه خر گازوئیل زدی!!!
rolling on the floor

 

 

بچه از باباش میپرسه اصفهان دورتره یا كره ماه؟ باباهه میگه: آخه پسر تو از اینجا اصفهان رو میبینی؟cowboy

 

 

یه آبادانی به مغازه میرود و میگوید بلوز داری مغازه دارمیگه نه میگه شلوار داری میگه نه آبادانی باتعجب میگه پس چرا روشیشه نوشته كا لباس داریمlaughing

 

 

یارو میره حرم امام رضا دعا میكنه یا امام رضا یه تویوتا بهم بده... چهار پنج بار این حرفو تكرار كرد غضنفر هم از اون طرف می گفت یا امام رضا یه هزارتومانی بهم بده... چندین بار تكرار كرد یارو عصبانی میشه مگه ولك این هزارتومان بگیر بزار حواسش به ما باشهbatting eyelashesbig grin

 

 

از یه آبادانی می پرسند جمعیت آبادان چندنفره؟میگه ولله با دهاتهای اطرافش ۶۰-۷۰میلیونی میشهliar

 

 

غضنفر داشت آب جوش میریخته توی باغچه! بهش میگن: چرا آب جوش میریزی تو باغچه؟؟ میگه: آخه چای كاشتمrolling on the floor

 

 

رفیق غضنفر باباش مرده بوده هی بی تابی میكرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو كه میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات كرد اخر مرد.انیشتنم كه میشناسی؟ اینهمه كشف و اختراع كرد آخرش مرد.بابای تو كه هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی میكنیworriedbig grin

 

 

پسر از دختره می پرسه: ببخشید اسم شما چیه ؟
دختر با ادا میگه :عطر گل یاس اسمم ثریاس وبعد از پسر اسمش را می پرسد
پسر میگه:گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه
hee hee

 

 

به خوش غیرت میگن نظرت در مورد انرژی هسته ای چیه؟
میگه : انرژی هسته ای مثل ناموس می مونه كه استفاده صلح امیزش حق مسلم همه ی ماست
whistling

 

 

چوپان دروغگو می میره تو قبر میپرسن اسمت چیه؟ میگه دهقان فداكارday dreaming

 

 

به غضنفر می‌گن پسرت ركورد شكونده! غضنفر می‌گه: غلط كرده، من كه پولشو نمی‌دم!!smug

 

 

غضنفر مشغول شستن ماشینش بود. ازش پرسیدند: چرا از پلاك ماشین شروع كردی؟ جواب داد: آخر دفعه قبل كه ماشین می‌شستم، وقتی به پلاكش رسیدم، دیدم ماشین خودم نیستlaughing

 

 

اصفهانیه تو خواب می بینه به یه فقیره 1000 تومان داده. بلند می شه می گه: عجب كابوسی بود!silly

 

 

ای كسانی كه مخفیانه چت می كنید و لامپ آیدی خود را خاموش می كنید بدانید كه روزی رسوا خواهید شد .آیه ی 165 سوره یاهوnerd

 

 

غضنفر تو جاده داشته رانندگی میكرده، یهو میبینه یه كامیون داره از روبروش میاد، میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمیگیره. رفیقشو صدا میكنه میگه: اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین. rolling on the floor

 

 

یه روز غضنفر میره بانك تا چكش رو نقد كنه. بانكیه بهش میگه چك سیباس؟ غضنفر جواب میده نه! مال گردوهای پارساله.big grin

 

 

معلم از بچه می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایقat wits' endbig grin

 

 

میگن توی اصفهان همه كاندیداها برای اینكه صرفه جویی كنن پوستر تبلیغاتی چاپ نكرده بودن هر روز از یه درختی آویزون می شدن!!!smug

 

 

اصفهانیه داشته رو خودش آب یخ می ریخته!!!
میگن: چرا اینجوری میكنی؟
میگه: می خوام سرما بخورم.
میگن چرا؟ میگه آخه یه پنیسلین دارم داره تاریخش میگذره!!!
worriedlaughing

 

 

یه روز ملانصرالدین و دوستش  دوتا خر میخرن.
دوست ملا میگه: چه طوری بفهمیم كدوم ماله منه كدوم ماله تو؟
ملا میگه خوب من یه گوش خرم رو میبرم اونی كه یه گوش داره مال من اونی هم كه دو گوش داره مال تو.!
فرداش میبینن خر ملا گوش  اون یكی خره رو از سر حسادت خورده!!!
دوست ملا میگه :حالا چیكار كنیم ملا میگه: من جفت گوش خرمو میبرم!!!
فرداش میبینن بازم قضیه دیروزیه...
دوست ملا میگه :حالا چیكار كنیم ملا میگه: من دم خرمو میبرم!
فرداش بازم قضیه دیروزی میشه..
دوست ملا با عصبانیت میگه: حالا چیكار كنیم ملانصرالدین هم میگه:عیبی نداره خب حالا خر سفیده مال تو خر سیاه مال من
I don't want to seelaughing

 

 

دشمنان و بدخواهان داخلی حالا كارشون به جائی رسیده كه از دانشگاه استعمار پیر انگلستان در مورد صحت و سقم مدرك وزیر كشور استعلام می كنند!!

توضیح: برای تایید مدرك دانشگاه آكسفورد به دانشگاه برره سفلی مراجعه كنید!

 

 

غضنفر كلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره كلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میكنن!big grin

 

 

یه نفر داشته توی دریا غرق میشده، بلند بلند داد میزده: كمك، من شنا بلد نیستم! بنده خدا میگه: حالا من تنیس بلد نیستم، باید داد بزنم؟smug

 

 

معلم: بگو ببینم، اصفهان چند پل بزرگ تاریخی دارد؟ دانش آموز: ۳۵ تا. معلم: عجب! بشمر ببینم. دانش آموز: پل خواجو، پل فلزی و سی وسه پلloser

 

 

به بنده خدا یه ماشین مدل انگلیسی میدن (از اونایی كه فرمونش سمت راسته) بعد از یه مدت ازش می‌پرسن: چطوره؟ بنده خدا میگه: والا بد نیست فقط نمیدونم چرا هر وقت تف می‌كنم، می‌افته روی خانومم!؟laughing

 

 

دقت كردید كه همه چیزهای خوب خانم هستند: خورشید خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم!
اما همه چیزهای بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه!!!
angel

 

به غضنفر می گن بیا اینجا به انگلیسی چی می شه ؟
میگه : كام هیر.
میگن حالا برو اونجا به انگلیسی چی میشه ؟
میگه: میرم اونجا میگم كام هیر. . . !!!!
cowboy

 

 

اصفهانیه میره سربازی وقتی برمیگرده بابا و داداشش رو میبینه كه با كلی ریش جلوی در واستادن! میزنه زیر گریه ومیگه من طاقت دارم بگین چی شده!!! باباش میگه فلان فلان شده  چرا ریش تراشو با خودت برده بودی!!!whew!

 

 

بسیجیه توی جنگ بیسیم چی بوده. بیسیم می زنه می گه من 5000 نفر رو اسیر كردم. بیابد ببریدشون. بهش می گن خوب خودت بیارشون. می گه: آخه اینا نمی ذارن من بیام!time out

 

 

غضنفر با دوستش با لگد می زدن تو شكم همدیگه. یكی از اونجا رد می شده می گه شما دو تا دردتون نمی گیره ؟ غضنفر می گه نه پوتین پامونه!sighbig grin

 

 

اگه گفتی احتمال ازدواج در چه حیوونی بیشتره؟  در حلزون چون هم خونه داره هم ماشین!!!applause

 

 

تست كنكور هنر:
اولین هنری كه پس از دیدن چهره آرایش كرده دختران امروزی به ذهن شما متبادر میشود چیست؟

 الف: مینیاتور.
 ب: صافكاری، بتونه كاری و نقاشی اتومبیل!!!! 
ج: آسفالت كوچه بغلی!!!! 
د: من به ناموس مردم نگاه نمیكنم
blushing

 

 

صرف فعل نشستن به گویش غضنفری:
مو بنیشم تونم بنیشی اونم بنیشه ما كه بنیشیم شمام كه بنیشید دیه جا نی اونا بنیشن!
laughing

به نام خدایی كه هستی را با مرگ ،دوستی رابی رنگ ، زندگی را با رنگ ،‌عشق را رنگارنگ ،رنگین كمان را هفت رنگ ، شاپرك را صد رنگ … و من را دلتنگ تو آفرید …

با وفا باشی، جفایت می كنند. بی وفایی كن، وفایت می كنند. مهربانی گر چه آیینی خوش است، مهربان باشی، رهایت می كنند…

ترکه میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه، بهش میگن: چه احساسی داری؟ میگه: احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشت


دولت از اینکه مجلس حتی کارتهای صد آفرین دوران ابتدایی کردان را هم نپذیرفت ابراز تاسف کرد


به بزرگترین عشق در کوتاه ترین جمله ی ممکن به روی لطیف ترین گل سرخ یرای تو بهترین کس دنیام می نویسم دوستت دارم

به اصفهانیه میگن انگیزه ات چیه هی کنکور می دی؟ میگه: به خاطر ساندیس و کیک!

اصفهانیه به پسرش می گه وقتی می خوای با نامزدت بری سینما، داخل سینما باهاش قرار بذار، تا اون پول بلیط خودش رو خودش بده! پسره می گه: اِاِاِاِاِ، پس پول بلیط منو کی حساب کنه؟


تعریف دانشجو: موجودى نحیف، عصبى، بى پول و شبیه به انسان! كه از تخم مرغ، گوجه و نیكوتین تغذیه می كند و دشمنى عجیبى با كتاب دارد

دختر: مامان عشق چیه؟
مادر: هیچی مادر - اینو مردا ساختن تا پول ماها رو ندن !

یارو میره طواف کعبه، جو می گیرتش میزنه تو سرش و داد می زنه " وای خدا کشته شد"


دوست غضنفر بهش میگه سی دی که بهم دادی خش داره؟
میگه: آخه آهنگای قشنگش رو علامت زدم




نوشته شده توسط:آرمان

ویرایش:--

عاشقانه

شنبه 2 آذر 1387  ساعت: 10:05 ب.ظ

نوع مطلب :عکس های عاشقانه ،




نوشته شده توسط:آرمان

ویرایش:--

افشین امپراطور

جمعه 1 آذر 1387  ساعت: 10:07 ب.ظ

نوع مطلب :افشین امپراطور ،

 




نوشته شده توسط:آرمان

ویرایش:--

  • کل صفحات: 35
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

صفحات جانبی

نظرسنجی

  • شما چه امتیازی به این سایت میدهید





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو